تبلیغات
وبلاگ انجمن تربیت بدنی | دانشگاه پیام نور لواسان - علی مخنگی

 

  فهرست

  نویسندگان

  لینک دوستان
· وبلاگ تاریخ ورزشی
· دانشگاه پیام نور لواسانات

  امکانات


تبلیغات

   علی مخنگی
شنبه 30 مهر 1390  نویسنده : فرید کوثری | Admin  دسته بندی : آسیب ستون فقرات اخبار  نظر دهید!نظرات


عیادت و همدردی عادل فردوسی پور , پژمان بازغی , سام درخشانی , کامبیز دیرباز , پژمان جمشیدی , علیرضا نیکبخت واحدی ,خداداد عزیزی و ... از علی مخنگی

نوجوانی که در یک مسابقی کشتی <<نخاعش>> را باخت

ماجرا:
مادر من قهرمان می شوم, حالا می بینی
صدای علی در خانه کوچکشان پیچید.مادر سر بلند کرد و لبخند زد,شاید هم در دلش آرزویی کرد, دعایی خواند برای علی , برای قهرمانیش , برای ایستادن روی سکو و سر کشیدن احساس خوب پیروزی ...
سالن میان غوغای طرفداران می لرزید.علی روی تشک آمد.رویایش را با خود دوره کرد.تنش گرم تر شد و دلش قرص تر.دو حریف دست در گردن هم انداختند.چیزی نگذشت که صدایی, صدایی مثل شکستن, هیاهوی سالن را در گوش علی خاموش کرد.علی با فریاد از حریفش خواست او را رها کند.انگار چیزی در گردنش شکسته بود.فریاد های علی بلند تر شدند: گردنم ... گردنم ...
فریاد های علی اما کسی را نمی لرزاند جز تن خودش را که می لرزید.تا این که روی تشک افتاد.اوضاع وخیم بود, این را مربی که تازه بالای سر علی آمده بود , حالا دیگر می دانست.قهرمان و رویای قهرمانیش بر تخت بیمارستان افتادند.
ای کاش همه اینها که نوشتیم و شما خواندید, داستان بود.اما نه ... علی مخنگی داستان نیست.او کشتی گیر نوجوانی است که از ناحیه گردن قطع نخاع شده و حالا روی تخت بیمارستان افتاده, اما امیدوار است.امیدوار به اینکه با تهیه هزینه های درمانش دوباره بتواند بایستد, راه برود, زندگی کند و رویا در سرش بپروراند.این روز ها خیرین بسیاری از جمله ورزشکاران و هنرمندان هم قدم در این راه گذاشته اند تا این بار سنگین را از دوش علی بردارند,راه پر بیم است اما اگر بشود علی بازگردد, شانه های همه ما سبک می شود.


صحبت های مادر علی مخنگی:
نمی توانم هزینه های درمان علی را بپردازم

ساعت 6:30 بعد از ظهر به من زنگ زدند و گفتند پسرم کمی آسیب دیده است و باید به بیمارستان بروم.وقتی به بیمارستان رسیدم,علی را دیدم که بیهوش روی برانکارد است.فقط متوجه شدم آمپول آرامبخش به او زدهاند, همین و از هوش رفتم.وقتی به هوش آمدم گفتند چند مهره پسرم جابجا شده و باید عملش کنند و از من اجازه خواستند, در صورتی که پند روز بعد از عمل,به من گفتند قطع نخاع شده است.پسرم قبل از عمل که هوشیار بود از من پرسید:چه اتفاقی برایش افتاده و من گفتم کمی آسیب دیدهای و با استراحت حالت خوب می شود.پسرم نگران مسابقه اش بود و نمی دانست دیگر هرگز نمیتواند مسابقه دهد.پسرم تا هوشیار بود از من خواست از دوستش شکایت نکنم,زیرا او در حال مسابقه بوده و حالش خوب میشود و دوست ندارد دوستش از او برنجد.علی زیر نظر دکتر مطلق عمل شد.پزشکان می گویند عملش موفقیت آمیز بوده اما دیگر هوشیار نیست و دستانش تکان نمی خورد.در این چند روز همه به عیادت پسرم آمده اند و قول هایی برای ادامه معالجاتش در خارج از کشور داده اند اما نمیدانم تا چه اندازه به این وعده ها عمل میشود.ما حتی به پروفسور سمیعی هم که می دانم معالج آن دختر دونده (نونا پسانین)بوده از طریق ایمیل درخواست داده ایم تا پسرم معالجاتش را در آلمان دنبال کند.پسرم با دستگاه نفس می کشد و حالش اصلا خوب نیست اما من نمی توانم هزینه های درمانش را بپردازم.تا حالا هم با وام هایی که گرفته ایم,پول داروهای علی را دادهایم.خدا کند همه آنهایی که قول و وعده ای داده اند,مارا در شرایط سخت تنها نگذارند.

خداداد عزیزی وعادل فردوسی پور از بانیان اصلی برگزاری مسابقه فوتسال خیریه برای علی مخنگی در مشهد بودند.
خداداد عزیزی: هر کاری از دستم برآید برای این بچه انجام میدهم
چون عادل فردوسی پور یکی از بانیان برگزاری این مسابقه بود و خودش هم تیم رسانه ورزش را برای انجام این بازی به مشهد آورد, فکر نمی کنم عواید بازی به بیراهه برود.

پژمان بازغی , سام درخشانی , کامبیز دیرباز , پژمان جمشیدی , علیرضا نیکبخت واحدی و ... نیز از دیگر هنرمندان و ورزشکارانی بودند که در این مسابقه خیریه شرکت کردند

صحبت های سام درخشانی و کامبیز دیرباز درباره علی:
ما به مشهد رفتیم و آنچه در توان داشتیم عرضه کردیم ولی 3 هزار بلیت هزار تومانی موشود 3 میلیون تومان که فاصله زیادی با 80 میلیون تومان(هزینه درمان علی)دارد.این کار ما می تواند فقط تلنگری باشد برای مسئولان بوذ تا فکری برای این پسر بکنند چون بضاعت ما در همین حداست.
وضعیت علی را در بیمارستان چگونه دیدید؟
متاسفانه آن پسر در بیمارستان در بخش آی سی یو بستری است و قادر به حرف زدن و حرکت نیست,اما وقتی من و کامبیز دیرباز و پژمان بازغی به دیدنش رفتیم, اشک در چشمانش جمع شد.فکر می کنم او احساس کرد ما به فکر او هستیم( سکوت می کند )
شاید اگر هر فرد دیگری هم خودش را جای او بگذارد, دلش بخواهد از او حمایت شود و فراموشش نکنند



  جستجو در سایت



  آرشیو


  آمار

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
تعداد کل پست ها :
آخرین بروز رسانی :

© تمامی حقوق برای صاحب سایت محفوظ است.

کپی برداری از مطالب این سایت بدون کسب اجازه از مدیر سایت ممنوع می باشد.

DESIGNED BY: Farid Kosari